به‌جايي نمي‌برد، حتي به طب جديد ارمني كه از غرب اقتباس شده است‌. مخيتار در قلمرو پادشاهي جديد ارمنستان (كيليكيه‌ٴ باستاني‌) برآمد و رساله‌هايش قسمتي و نشانه‌اي از رستاخيز ارمني به‌شمار مي‌رفت‌. ارمنستان كبير در استيلاي مسلمانان بود و در آن‌جا زبان عربي به همان‌ اندازه‌ٴ زبان ملي قديم رواج داشت‌. جز يك پزشك نمي‌شناسم كه در آن‌جا به‌كار مشغول بود، و او ابن‌هُبَل مسلمان است كه يك‌چند در دربار شاه اَخْلاط در انتهاي غربي درياچه‌ٴ وان اقامت‌ داشت‌. پزشك مسلمان ديگري كه قبلاً، نام بردم‌، عدنان عين زربي از عين زربه‌ٴ كيليكيه‌، يعني‌ زادگاه ديوسكوريدس برخاسته بود.
ظاهراً رساله‌هاي عمومي عمده به زبان چيني عبارت است از آثار چئن ين‌، ليووان - سو، و چانگ تسه - هو. اين رساله‌ها حاوي تفصيلي از تناظرات پيچيده‌، تشبيهات و استعاراتي است‌ كه سخت مطلوب چينيان بود، و استدلال‌هاي خيالي و ناپخته‌ٴ آنها ارزش علمي ناچيزي دارد. از يك راه مي‌توانيم حالت‌هاي روحي را كه اين رساله‌ها معرف آنهاست دريابيم‌، و آن راه اين است‌ كه در نظر مجسم كنيم اگر فرضيه‌ٴ عالَم‌ِ اصغر و عالَم اكبر بدون هيچ معادل تجربي در اروپا رشد مي‌كرد، چه اتفاقي مي‌افتاد؟ چينيان در زمينه‌ٴ ابداع فرضيه‌هاي دلبخواه‌، استعداد فراواني نشان‌ دادند. اين كارشان‌، مانند هنر براي هنر، فرضيه‌پردازي به‌خاطر خود فرضيه‌پردازي بود، بدون هيچ‌ ارجاعي به واقعيت‌. چنين تفكري در يك نوع خلاٴ روحي منجر به سَتَرْوني مي‌شود: طب چيني‌ تجسم عظيمي از اين ستروني است‌.

49. جدول‌هاي طبي‌. ابن بطلان‌، از پزشكان مسيحي بغداد، در اواسط سده‌ٴ يازدهم‌، بر آن شد تا معلومات طبي را به صورت جدول‌هاي متناظري درآورد، به‌نام تقويم‌الصحه‌.1 اندكي بعد، يكي‌ ديگر از مسيحيان بغداد به نام ابن جزله اين كار را دنبال كرد، و بدين ترتيب سنت تازه‌اي به‌وجود آمد كه در سده‌ٴ دوازدهم‌، ادامه يافت‌، و گواه آن جدول‌هاي عربي ابن بكلارش يهودي سرقسطي‌، و جدول‌هاي لاتيني سالرنو است‌.

50. كالبدشناسي‌. ترقي كالبدشناسي منحصراً مرهون كوشش‌هاي مسيحيان بود، و اين امر با درنظر گرفتن اجتناب ساميان از خون موجب شگفتي نيست‌. اين ترقي به‌وسيله‌ٴ مكتب سالرنو آغاز شد، و -- همراه با ترقي جراحي كه با آن رابطه‌ٴ نزديكي دارد -- بزرگ‌ترين مفاخر اين مكتب‌ به‌شمار مي‌رود. قديمي‌ترين رساله‌ٴ كالبدشناسي سالرنو -- و اروپا -- به كوفونامي منسوب است‌. تاريخ آن به آغاز سده‌ٴ دوازدهم (يا پايان سده‌ٴ يازدهم‌) مربوط مي‌شود، و مبني بر كالبدشكافي‌ خوك است‌. اين رساله يك يا دو نسل بعد، رساله‌ٴ ديگري در پي داشت كه در اصل از همان نوع‌ اولي‌، ولي مفصّل‌تر بود. رساله‌ٴ سوم‌2 از دو تاي اولي مستقل‌تر است‌، ولي هنوز درباره‌ٴ


Lynn Thorndike and George Sarton, Tacuinum, taqwim, Isis, 10, pp. 489-493, 1938. .1
 Anatomia Mauri .2